زندگی ما کسب‌وکار ما (۸): هدف‌های بزرگ‌ قاتل هدف‌های کوچک

هدف‌های بزرگ قاتل هدف‌های کوچک هر کس که در سرش رویایی دارد تا به آن برسد، برای آن رویا هدف‌گذاری  و تلاش می کند  تا هدف خود را محقق شده ببیند؛ اما در میان روی‌دادهایی مانع می‌شوند تا انسانها اهداف خود را در بغل گیرند. عدم تلاش کافی، شرایط نامساعد محیطی، نبود منابع لازم و […]

/۰ comments

زندگی ما، کسب‌وکار ما (۸): آیا فکر نمی کنی که …

همه انسانها دارای اشتباهات و خطاها هستند و بارها برایمان پیش آمده که خودمان در تصمیمهای‌مان راه نادرست را برگزیده‌ایم و حتماَ هم بوده‌اند کسانی که ما اشتباهات‌شان را به آنها گوشزد کرده ایم و یا در مورد اشتباهات‌مان از آنها شنیده ایم اما چه می‌گوییم و چه می‌شنویم: ” تو اشتباه کردی…” “آخرش خراب […]

/۴ comments

زندگی ما، کسب و کار ما (6) : هدیه های زمان

همه ما در زمان هایی که بسیار پرکار هستیم و به اصطلاح سرمان شلوغ است با کارهای از پیش تعیین نشده و اتفاقی روبرو می شویم که نظم کاری و برنامه ریزی ما را به هم می زنند؛ کارهایی که انجام دادن آنها جز ناراحتی، نگرانی و روحیه منفی برای ما دستاوردی ندارند. دلایل زیادی […]

/۱ comment

زندگی ما کسب‌و‌کار ما (۵) – دوره ما٬ به‌ترین و بدترین دوره !

آیا ما ایرانی ها با همه دنیا و با همه ایرانی‌های قبل‌تر از خودمان فرق داریم؟ در آی کیو٬ پیشینه تاریخی یا معادن اورانیوم ؟ بدون شک یکی از محور های گفت و گوی همه ایرانی ها در  محافل‌شان شکایت از این است که شرایط ما در ایران بحرانی است و ما در شرایط مناسبی نیستیم. اما آیا […]

/۰ comments

زندگی ما کسب‌و‌کار ما (۴) – میل به جاده انحرافی! بازاریابی به سبک ایرانی

گاه‌به‌گاه خبرهایی می شنویم از این دست که جوانی با وجود اینکه همه امکانات و مسائل رفاهی برایش فراهم بوده٬ در نهایت مرتکب یک بزه اجتماعی شده و یا این‌که پدر و مادر ها شاکی هستند که چرا فرزندان بر خلاف میل آن‌ها دستوراتی را انجام می دهند یا سعی دارند تا کسی از کارشان […]

/۳ comments

زندگی ما کسب و کار ما (۳) – حنابندان کسب و کار!

هفته پیش بر اساس تصمیم اهالی سینما فیلم یه حبه قند از میان فیلم های ایرانی اکران شده برای شرکت در اسکار انتخاب شد. داستان این فیلم روایت دو مراسم ایرانی است؛ عروسی و عزا٬ که در یک زمان اتفاق می افتد. شروع یک زندگی و پایان یک زندگی دیگر.توجه به این شروع و پایان […]

/۲ comments

زندگی ما کسب و کار ما (۲) – مهربان‌ترین راننده تاکسی تهران

هفته پیش که چند روزی در تهران بودم برحسب تصادف در پل سیدخندان سوار تاکسی شدم و بر اساس عادت همیشگی به راننده سلام کردم٬ بلافاصله با جواب سلام گرم راننده و احوالپرسی او ابندا به زبان فارسی و بعد هم به زیان انگلیسی روبرو شدم! بعد از اون هم از آقای دهباشی(راننده) شنیدم که […]

/۲ comments
1 2
top