نوشته‌های برچسب‌شده ‘کسب و کار’

he other way thinking

زندگی ما، کسب‌وکار ما (۸): آیا فکر نمی کنی که …

همه انسانها دارای اشتباهات و خطاها هستند و بارها برایمان پیش آمده که خودمان در تصمیمهای‌مان راه نادرست را برگزیده‌ایم و حتماَ هم بوده‌اند کسانی که ما اشتباهات‌شان را به آنها گوشزد کرده ایم و یا در مورد اشتباهات‌مان از آنها شنیده ایم اما چه می‌گوییم و چه می‌شنویم:

” تو اشتباه کردی…”

“آخرش خراب کردی…”

” بلد نیستی کار انجام بدی…”

“تصمیم اشتباه گرفتی … و شاید ملایم‌تر ” این تلاشت با موفقیت همراه نبود دوباره تلاش کن”

 شاید بگویید که جملات اول خوب نیست و جملات آخر بهتر است اما من می‌خواهم به جمله‌ی ویران کننده‌ای اشاره کنم که جملات اول در برابر آن پادشاهی می‌کند! می‌شنویم که می‌گویند یا می‌گوییم “آیا فکر نمی‌کنی که اگر انجامش نمی‌دادی بهتر می‌بود؟”

و این جمله در ظاهر از “خراب کردن” بسیار مؤدبانه‌تر و نرم‌تر و صد البته مخرب‌تر است. این جمله در واقع هم عمل فرد مقابل و هم تفکر او را هدف قرار می‌دهد، یعنی نه تنها عمل تو مورد شک و تردید است بلکه فکر  هم نمی‌کنی!!!

چرا برخی از ما نمی‌توانیم درست فکرکنیم؟ چون تیغ خاموش “آیا فکر نکردی..، یا فکر نمی‌کنی…” آرام آرام گلوی تفکرمان را بریده است و چه زهرآگین است اگر مخاطب این جمله، کودک خردسال‌مان باشد. و نه تنها عمل خود را مورد نقد می‌بیند، بپذیرد که قوه تفکری هم در او دیده نمی‌شود!

بیاییم در تذکر اشتباه به اطرافیان‌مان تفکر آنها را هدف قرار ندهیم و ناآگاهانه و خاموش، پرنده خلاقیت شان را در قفس این کلام حبس نکنیم.

بیایید بگوییم:

آیا بهتر نیست جور دیگری به مسأله نگاه‌کنی؟

آیا بهتر نبود بیشتر تلاش می‌کردی؟

آیا وقت آن نرسیده که بیشتر تمرکز و تأمل کنی؟

من فکر میکنم زمان بیشتری نیاز داری تا به تصمیم بهتری برسی.

به یک چایی دعوت‌ات میکنم تا دوباره روال فکری‌ات را بازنگری کنی.

فکرکردن همان چیزی است که ما بیش از هر روز به آن نیاز داریم. همان چیزی است که ساعتی از آن از عمری عبادت بالاتر است، پس مراقب تفکر خودمان، و اطرفیان و علی الخصوص فرزندان خود باشیم.

چرا کارآفرین نمی شویم؟

پیش نوشت یک: این مطلب به عنوان یادداشتی است در کنار نوشته دوست عزیز و بزرگوار رضا قربانی
پیش نوشت دو: من خودم را کارآفرین نمی‌دانم  و در این نوشته هم هیچ اشاره و منظوری به شخص یا گروه خاصی ندارم.

چرا کارآفرین نمی شویم؟

۱-  چون متخصص هستیم !
طراحی چند وب سایت، کسب یکی دو جایزه در مسابقات داخلی و خارجی، ثبت اختراع و شاگرد چندمی دانشگاه معمولا اینقدر اعتماد به نفس تولید می کند که ما را بر آن می دارد که سریعا با ثبت شرکتی و استخدام چندین نفر، تلاش می‌کنیم تا همان تخصص را در سطح جهانی  پیاده‌سازی کنیم گسترش دهیم و ثروت تولید کنیم.

۲- چون مشاور هستیم !
به ما می گویند دکترهای کسب وکار! ما می‌دانیم مشکل هر سازمان از کجاست و می‌توانیم با یک عارضه یابی و بر اساس متدلوژی x  و y  سریعا راه‌حل های خلاقانه و بسیار عالی برای آن سازمان طراحی کنیم و پیشنهاد بدهیم. الزامی هم نیست که تک بعدی باشیم هم می توانیم هم مشکل منابع انسانی را تشخیص دهیم، هم مشکلات مالی و سرمایه گذاری، هم بازاریابی و همچنین ایده هایی هم در تولید و تحقیق و توسعه داریم که می تواند سازمان را از این رو به آن رو کند. همانطور که جابز و گیتس و ….. همین کار را انجام دادند و ….. بر همین اساس می توانیم کارآفرینی کرده، سازمانی طراحی کنیم که بدون نقص بوده، مجازی باشد و کل کارها هم برون سپاری است و مگر نه این است که مایکل دل هم همین کار را می کرد.

۳- چون مربی هستیم !
کلاس کاری ما کمی بالاتر است پول نمی گیریم و مدتی با شما هستیم و هیچ ادعایی هم نداریم، صرفا فقط به چالش می کشیم و قرار نیست ماهی به کسی بدهیم بلکه قرار است ماهی‌گیری یاد بدهیم. البته بالاخره ما هم باید نانی در بیاوریم و پول هاست و دامین وبلاگ مان را تأمین کنیم؟! پس می رویم و کار آفرین آموزشی و فرهنگی می شویم کلینیکی درست می کنیم که قرار است بخشی از خدماتش پولی باشد و بخشی رایگان همیشه هم در همه مجامع و کنفرانس ها حضور فعال داریم آخر ما هم کار آفرین هستیم و مربی.

۴- چون باهوش هستیم!
ما که مدرسه تیزهوشان بوده ایم و هفت هشت ربات! سرهم کرده‌ایم و هر کداممان 10 -12  اختراع داریم و آینده کسب‌وکارمان رابهتر از هر کس می‌توانیم پیش‌بینی کنیم، مطمئننا تنها افراد مناسبی هستیم که می توانند آخرین تکنولوژی روز دنیا به راحتی در ایران تولید و تجاری کنیم. منتها ایران قدر ما را ندارد و چون کسی به ما پول نمی دهد بایستی فقط غر بزنیم و همینطور پرزنت کنیم که کارآفرینی در ایران مرده و ما هستیم که می خواهیم زنده اش کنیم و کسی نمی گذارد!

۵- چون تحصیلات عالی داریم !
ما که دکتر هستیم و آزمون جامع داده‌ایم، دیگه بالاخره باید یه کاری داشته باشیم! حق التدریس دیگر کفاف خرج و مخارج را نمی‌دهد. پس به سرمان می‌زند که برای فرار از مالیات و… یک شرکت دانش‌بنیان ثبت کنیم. چه کسی بهتر از تحصیل‌کرده های مملکت یک ایده بسیار بسیار خفن را که‌ قرار است مرز های دانش را درنوردد پیاده می‌کند و چه بهتر که کارآفرینی‌شان دانش‌بنیان باشد کلی هم کلاس دارد!خوب راستی با اسم‌اش خواستگاری هم می شود رفت!

 ۶- چون پول داریم !
چند میلیاردی هست خوب! یک خط تولید از چین می‌آوریم و چندین نفر از این جوان های جویای کار را هم به کار می گماریم هم کارآفرینی است و هم ثواب دارد! کسی هم شک نمی‌کند که چرا حساب‌های ما هرروز  به‌روز می‌شود. لابد فروش کارخانه است دیگر! مدتی بعد هم مشابه‌اش را وارد می‌کنیم. مشکلی نیست جوانان بیکار نمی‌شوند به جای کار در کارخانه، در شبکه توزیع و فروش مشغول می‌شوند بالاخره یک نفر باید به اس‌ام‌اس‌ها و تلفن‌هایی که هرروز و هرشب از تلویزیون پخش میشود جواب بدهد یا نه ؟!

۷- چون ایده داریم !
چرا نمی فهمید ایده‌هایی که من دارم شبیه‌اش در سیلیکون ولی هم نیست! کلی روش زحمت کشیدم  بیزینس پلن‌اش را هم نوشته‌ام. اگر 200 میلیون سرمایه گذاری بشه 6 ماهه پول رو بر می‌گردونه  که هیچ، سر سال 100 میلیون سود خالص می‌ده! باور نمی کنید گوگل کنید به خدا شبیه اش تو آمازون اجرا شده و مال من یه سری تغییراتی داره که به‌تر و سریع‌تر جواب می‌ده! به خدا جوان های این مملکت دارن حروم می‌شن!!! به خدا من اگه تو گوگل یا  اپل بودم الان کلی تحویلم گرفته‌بودند!

۸- چون می‌خواهیم استارت‌آپ شویم!
کلی کلاس داره دیگه ما الان استارت‌آپ هستیم، کارآفرین هستیم، مشغول دولوپ ایده هستیم، در آمد هم که نباید داشته‌باشیم. منتظریم که سرمایه‌گذاری، کسی بفهمد که ما استارت‌آپ هستیم. در استارت‌آپ ویک‌اند هم نفر اول شدیم! یک نفرپول بیاورد به ما شتاب بدهد آخر! ما نیاز به شتاب داریم تا از استارت‌آپ بیایم بیرون! البته این جا فعلا هم بد نیست مرتبا‌ٔ همایش و مسابقه و… . شاید اسم‌مون دراومد یه دوری هم تو گوگل زدیم، خدا رو چه‌دیدی؟ کار آفرینی دیجیتاله دیگه با کار آفرینی سنتی فرق داره!

پی نوشت: خواندن این مطلب از هادی نیلی هم خالی از لطف نیست.

کلیدهای کسب و کار - سرعت مداری

کلیدهای کسب و کار/ سرعت مداری!

“همیشه قدرتمندان نیستند که ضعفا را درهم می‌شکنند؛ بلکه سریع‌ترها هستند که کندترها را ازبین می‌برند.”

از کتاب کسب‌وکار نام‌های تجاری/ جان میلر٬ دیوید مور/ ترجمه عطیه بطحایی٬ پرویز درگی

The questionnaire

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۶): چک‌لیست‌ها

در ادامه نوشته‌های مربوط به تکنیک‌های خلاقیت٬ دسته دوم این تکنیک‌ها را با تکنیک ششم ادامه می دهیم

دسته دوم : تکنیک‌هایی برای تشخیص مسأله
بسیاری از مشکلات و چالش های کسب‌وکار از آن‌جایی آغاز  می‌گردد که ما در تشخیص مسأله با مشکل روبرو هستیم. شاید بتوان گفت که بخش بزرگی از شناخت جواب یا راه‌حل٬ تعبیر و تفسیر درست از صورت مسأله است.

تکنیک ششم: چک‌لیست‌ها

برای تشخیص درست و دقیق مسأله بایستی ابعاد هدف یا مشخصات نقطه مطلوب را بدانیم تا کوتاه‌ترین مسیر را برای رسیدن به آن پیدا کنیم. خوب ممکن است در طول مسیر با موانع و جاده های انحرافی روبه‌رو شویم٬ اما چگونه می‌توانیم مطمئن شویم که در مسیر درست مانده‌ایم؟ چک‌لیست‌ها به ما کمک می‌کنند تا خود را با مسیر درست بسنجیم. طراحی چک‌لیست‌ها یک بخش از طراحی مسیر و چارجوب‌های ما در مسیر ایده های نو در کسب و کار است؛ طراحی سوالاتی که وضعیت فعلی ما را در مقایسه با وضعیت آرمانی به چالش کشیده و آن را به مسیر اصلی بازمی‌گرداند.

چک‌لیست‌ها می توانند در ابعاد مختلف کسب‌وکار ما طراحی شوند؛ در خصوص محصولات٬ مشتریان٬ سهم بازار٬ منابع انسانی٬ بهره وری و…
بخشی از چک‌لیست‌ها را هم می توان براساس ارزش‌ها و باورهای کسب‌وکار طراحی کرد٬ تا با عبور از خطوط قرمز و خروج از دایره اخلاق و فرهنگ سازمان بتوانیم دوباره به شاخص های ابتدایی تدوین شده برای سازمان برگردیم.

بدیهی است خود چک‌لیست‌ها هم نیاز به بازبینی و بازنگری دارند تا همواره براساس اهداف و استراتژی‌های سازمان به‌روز شوند.

مطالب مرتبط:

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۵) 

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۴)

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۵): خلق وضعیت آرمانی

در ادامه نوشته‌های مربوط به تکنیک‌های خلاقیت٬ دسته دوم این تکنیک‌ها را شروع می‌کنیم

دسته دوم : تکنیک‌هایی برای تشخیص مسأله
بسیاری از مشکلات و چالش های کسب‌وکار از آن‌جایی آغاز  می‌گردد که ما در تشخیص مسأله با مشکل روبرو هستیم. شاید بتوان گفت که بخش بزرگی از شناخت جواب یا راه‌حل٬ تعبیر و تفسیر درست از صورت مسأله است. همانطور که اینجا گفتیم یکی از کلیدهای کسب‌وکار بازدیدن مسأله است. در ادامه در این خصوص تکنیک‌هایی را به حضور معرفی می‌کنیم.

تکنیک پنجم: خلق وضعیت آرمانی

در یک کسب‌وکار وقتی همه چیز سرجای خودش قرار دارد و همه طبق برنامه پیش می رود٬ با بحران یا چالشی روبرو نخواهیم شد. چالش ها از آن‌جا شروع ‌می‌شود که وضعیت فعلی با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد. بخش بزرگی از کسب‌وکارها به پر کردن این فاصله مشغول هستند٬ راهی که معمولاً هیچ‌گاه به نیل به وضعیت آرمانی ختم نخواهد شد! علت هم این است که در صورت شناخت درست وضعیت مطلوب٬ تمرکز کسب‌وکارمان را بر روی پر کردن این فاصله قرار می دهیم و معمولاً آنچه به آن می‌رسیم  تفاوت های زیادی با وضعیت آرمانی دارد.
تکنیک خلق وصعیت آرمانی به ما می‌گوید به جای اینکه وضعیت مطلوب خود را جست‌وجو کنیم و به دنبال آن برویم٬ بهتر است وضعیت آرمانی خود را خلق کنیم. براین اساس چارچوب و مسیر حرکت ما کاملا منطبق بر توانایی‌ها و سرمایه‌های مادی و معنوی ما خواهد بود و معمولا به مسیر انحرافی وارد نخواهیم شد. برای مثال یک شرکت تولید‌کننده نرم‌افزارهای مدیریت مالی را در نظر بگیرید که آرمان‌اش تبدیل شدن به بزرگ‌ترین شرکت در این حوزه در کشور هست٬ تکنیک پنجم می‌گوید این آرمان شرکت فوق را به پرکردن فاصله‌ای نامشخص٬ مبهم و پیچیده‌ای هدایت خواهد کرد. اما اگر آرمان را به این صورت تغییر دهیم: تولید یک اپلیکیشن موبایل حسابداری سطح متوسط با هزینه پایین برای کسب‌وکارهای روبه‌رشد٬ دیگر صورت مسأله کاملا واضح خواهد بود و از مسیر حرکت و فاصله تا وضعیت آرمانی می‌توان یک پیش‌بینی خوب داشت.

به‌ طور خلاصه٬ در این تکنیک به جای شناسائی نقاط مطلوب به سمت خلق آنها حرکت می‌کنیم. نکته تکمیلی این تکنیک این است که مدیران کسب‌وکارها مرتباً در حال خلق نقطه آرمانی خود باشند٬ حتی در وضعیتی که با چالشی روبه‌رو نیستند. این نظارت دائمی بر طراحی وضعیت آرمانی باعث خواهد شد آنچه در این بنگاه تولید و ارائه می‌شود از وضعیت مطلوب دور نماند.

مطالب مرتبط:

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۴) 

۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار- تکنیک(۳)

کلید‌های کسب و کار/ بازدیدن مسأله

در مجموعه پست های کلیدهای کسب و کار جملاتی را نقل خواهم کرد که هر کدام می تواند یک کلید برای کسب و کارمان باشد.

و اما اولین…

“موضوع این نیست که آن‌ها نمی‌توانند راه‌حل را ببینند بلکه٬ مشکل آن است که قادر به دیدن مسئله نیستند.”

جی.کی.چسترسون در کتاب “رسوایی پدر براون”

G. K. Chesterton
“The Scandal of Father Brown”

برگشت به بالا