نوشته‌های برچسب‌شده ‘مطالعات بازار’

masih-karimian-marketing-consulting-10Q

۱۰ پرسش که اهمیت تحقیقات بازاریابی را برای کسب‌وکار شما مشخص می‌کند.

10 پرسش زیر پرسش هایی هستند که مدیران کسب و کارها باید از خود بپرسند. سوال هایی که اگر جوابی برای آنها در دست ندارید، تحقیقات بازاریابی می تواند برای به دست آوردن پاسخ آنها به شما کمک کند. پرسش های زیر پرسش های مهمی هستند که می توانند در آینده در کسب و کار شما مؤثر باشند.
۱- آیا دسترسی و اشراف کامل به داده‌های بازار خود دارید؟
معمولاً داده‌های مختلفی در تراکنش‌ها و دادوستدهای  بازار تولید می‌شود. این داده‌ها توسط فروشندگان، خریداران، تولیدکنندگان و… به وجود می‌آیند. برخی از آن‌ها مدت و اعتبار کوتاهی دارند و برخی طولانی‌تر هستند؛ بعضی به راحتی به دست می‌آیند و برای به دست آوردن برخی دیگر باید مسیر طولانی‌تری پیمود. بعضی ساده و بعضی پیچیده هستند. داده‌هایی مثل میزان فروش رقبا، میزان گردش مالی صنعت، اقبال خریداران، محصولات یا خدمات خاص، حجم تبلیغات و… .
۲- چه میزان از ثبات بازار خود مطمئن هستید؟
بازارها همیشه با تغییرات و گردش‌های زیادی همراه بوده‌اند؛ گاهی با ثبات و گاهی ناپایدار هستند. آیا از شرایط ثبات و پایداری بازار آگاه هستید؟ چه شاخص‌هایی را برای پایش ثبات در نظر دارید؟ چقدر شاخص‌ها به روز آوری شده‌اند؟
۳-روندهای جدید بازار شما چیست؟
پارامترهای تاثیرگذار هر بازار مانند سلیقه‌ی مشتریان، فناوری‌های نو، برنامه‌ریزی‌های رقبا، و… می‌توانند در کنار هم قرار گرفته و روند جدیدی را برای بازار ترسیم کنند. این روندها می‌توانند تا حدود زیادی بر ارائه محصولات و خدمات شرکت‌ها تاثیرگذار باشند؛ مثلا خریدهای اینترنتی تا چند سال پیش جزو روندهای بازار نبوده‌اند ولی هم اکنون بسیار جدی بازار را تحت تاثیر خود قرار داده‌اند.
۴-نیازها و خواسته‌های جدید مشتریان چه هستند؟
در روزگاری هستیم که سرعت تغییر در سلایق و نظرات مشتریان بسیار بسیار زیاد است. بازه‌ی تغییرات سالانه جای خود را به بازه‌های ماهانه داده است و گاهاً شاهد تغییر خواسته‌های مشتریان چندین بار در طول یک سال هستیم. آیا کسب‌وکار ما به سرعت می‌تواند این تغییرات را در نیازها و خواسته‌های مشتریان شناسایی کند؟
۵- از انتخاب‌ها و فرایند تصمیم‌گیری مشتریان خود آگاه هستید؟
مطمئن هستیم که در انتخاب مشتریان قرار داریم؟ با اینکه نیازهای آنان را شناسایی کردیم آیا اطمینانی وجود دارد که همچنان در انتخاب آن‌ها بمانیم؟ آیا الگوی تصمیم‌گیری آن‌ها تغییر نکرده است؟ توصیه افراد، حوادث و سایر عواملی که بر انتخاب آن‌ها تاثیرگذار است را تا چه حد می‌شناسیم؟
۶- رقبا مشغول به چه کاری هستند؟
آیا از پیشنهادهای رقبایمان به مشتریان مطلع هستیم؟ آیا می‌دانیم برای افزایش سهم بازارشان چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهند؟ آیا در سیاست‌ها و برنامه‌های بازاریابی‌شان تغییراتی داشته‌اند؟
۷- تصویر برندتان در ذهن مشتریان چگونه است؟
می‌دانید مشتریان اگر بخواهند از شما صحبت کنند، چه خواهند گفت؟ چه تصویری را ترسیم خواهند کرد؟ جایگاه برند شما در ذهن‌ آن‌ها چیست؟ مارتی نیومایر می‌گوید: “برند آن چیزی نیست که شما می‌گویید، آن چیزی است که دیگران می‌گویند”. دیگران در مورد شما چه می‌گویند؟
۸- چگونه بازار خود را توسعه خواهید داد؟
اگر تصمیم بر توسعه بازار داشته باشید با چه استراتژی ای به این امر خواهید پرداخت ؟ آیا تنوع در محصولات خواهید داشت یا حجم فروش را افزایش می دهید، تنوع جغرافیایی خواهد بود یا تکمیل سبد محصول؟ بر اساس چه پارامترهایی این استراتژی را انتخاب می کنید؟ و سوال بعدی اینکه در اجرای استراتژی چه مواردی مد نظرتان خواهد بود؟ چه میزان تنوع به چه میزان افزایش فروش؟ در چه مدت زمانی؟ برای کدام دسته از مشتریان؟
۹- از چه فرصت هایی باید استفاده کنید؟
فضای بازار همواره کسب و کارها را با فرصت ها و تهدیدها روبرو خواهد کرد. از میان فرصت های ایجاد شده کدامیک مناسب هستند که به آنها پرداخته شود؟ آیا بایستی به همه فرصت ها پرداخته شود؟ آیا ورود به همه فضاهای ایجاد شده لازم و درست است یا …؟
۱۰-  آیا حضورتان در فضای وب و موبایل پررنگ است؟
چه بخواهیم چه نخواهیم بخش بسیار مهم و تاثیرگذاری از بازار در اختیار فضاهای مجازی است. آنچه دیروز تشریفات به حساب می آمد امروز جزو لاینفک بازاریابی و توسعه بازار است. آیا کسب و کار شما در این فضا حضور دارد؟ به چه میزان؟ برای حضورتان استراتژی مشخصی دارید؟ تا چه میزان به فرصت های وب و موبایل در کسب و کارخودتان اندیشیده اید؟ سهم بازارتان در این محیط چقدر است؟
پرسش های فوق همه پرسش هایی که می توانسته اند در اینجا باشند نیستند اما تا حد زیادی می توانند نیاز کسب و کارها را به مقوله تحقیقات بازاریابی مشخص کنند، نیاز مبرمی که تاکنون به آن پرداخته نشده است.
جوشاندن اقیانوسی برای یک فنجان چایی!

جوشاندن اقیانوسی برای یک فنجان چایی!

وقتی شرکت ها با بازار بزرگی روبرو می‌شوند، اولین کاری که انجام می‌دهند، اجرای یک مطالعات بازار وسیع است. پیش‌فرض این‌است که مطالعه هر چقدر بزرگ‌تر باشد بهتر است، زیرا نمونه بزرگ، انحراف یا درجه ناپایایی و بی‌اعتباری ذاتی تحقیق را کاهش می‌دهد. ممکن است در افزایش ابعاد مطالعات بازار انحراف جدیدی به وجود آید و آن انحراف در فکر تیم بازاریابی است، چون در حالی که تحقیقات کمی دارای اعداد بی‌شماری است، تیم بازاریابی دچار کمبود بصیرت و بینش در   نشانه‌های کوچکی که منجر به دستاورد هایی شگرف می شوند، می شود. مطالعات کمی، اگر چه موثر و گیرا هستند ولی وقتی شرکت‌ها سعی دارند تا آن‌ها را به اقدامات ابتکاری معناداری تبدیل‌کنند، به رخوت و عدم تأمل در تجزیه و تحلیل مبتلا می‌شوند. به نوعی تمام آن ارقام باعث می‌شوند تیم بازاریابی بر بهبود های کوچک و قابل اندازه گیری تمرکز کنند که نیازمند هیچ گونه جسارت در ایجاد تغییرات عمده نیست و در آخر کار، تغییر عمده‌ای در برنامه بازاریابی شرکت مشاهده نمی شود! بعدها برای این نتیجه نگرفتن عذر و بهانه های ساختگی تهیه می‌شود که: “ما آن روش را امتحان کردیم، عملی نبود!”  داده‌های بزرگی که نشانه‌ای از نگرش صحیح تیم بازاریابی در آن دیده نمی‌شود، کارآمد و عملی نیستند چون به جای توجه به مسائل بزرگ و اصلی ، به دنبال مسائل کوچک و حاشیه‌ای رفته است .

معمولا بهتر است به جای پاسخ تفصیلی به سوالی نادرست و نامناسب ، پاسخی تقریبی به سوالی صحیح و به‌هنگام بدهیم. بهترین پیشنهاد این است که بیشتر مطالعات بزرگ به مجموعه ای از مطالعات کوچک‌تر و موثرتر تقسیم شوند و این هزینه‌های اضافی در جاهایی مناسب و مفیدتر صرف شود. بهترین مطالعات، مطالعاتی سریع و متمرکز هستند ؛ بهترین نه از این لحاظ که در پول و زمان صرفه‌جویی می‌کنند بلکه ، به خاطر این که بیشتر احتمال دارند تا در یک زمان خاص بر یک مسئله تمرکز کنند. لازم نیست اقیانوسی را برای یک فنجان چایی بجوشانیم!

برگشت به بالا