قانون طلایی و قانون نقره‌ای ، راهبردی ساده برای رهبری تأثیرگذار

برای تعریف شخصیت رهبر در چهارچوب رفتارهایی که بر دیگران تاثیر دارد، لازم است بگوییم که چه رفتارهایی حقیقتاً مثبت و سازنده، بسیار موثر و در میان مخاطبان مورد قبول هستند.
مجموعه رفتارهایی وجود دارند که تحت عنوان “قانون طلایی” شناخته می‌شوند: “با دیگران همانگونه رفتار کن که می-خواهی با تو آنگونه رفتار شود.” اساساً قانون طلایی یک قانون جهانی است، چون در تمام مذاهب اصلی در دنیا یافت می شود. این قانون به ما می گوید همان رفتارهایی را در مقابل دیگران از خود نشان دهیم که می خواهیم آنها در مقابل ما نشان دهند. حداقل معنی اش این است که با دیگران با احترام، وقار و برابری رفتار کنیم، نسبت به نیازها و هیجاناتشان حساس باشیم، به آنها گوش دهیم و توجه کنیم و غیره.
به عنوان تمرین، در مورد اینکه می خواهید دیگران چگونه با شما رفتار کنند تمایلات دلخواهتان را لیست کنید. سپس به این بیندیشید که آن لیست چگونه می تواند در هدایت رفتارهای شما به عنوان یک رهبر کمک کند.
و اما قانونی که کمتر شناخته شده است، “قانون نقره‌ای” است. قانون نقره‌ای می گوید که ما نباید با دیگران به گونه ای برخورد کنیم که نمی‌خواهیم با ما آنگونه برخورد شود. با در نظرگرفتن اینکه قانون طلایی فعالانه است، قانون نقره¬ای محدودکننده است ، یعنی در مقابل دیگران، از رفتارهایی که ما دوست نداریم در مورد ما استفاده شود استفاده نکنیم. برای مثال بیشتر ما نمی‌خواهیم که:
• به ما دروغ بگویند
• با اطلاعات ناقص یا اشتباه ما را فریب بدهند
• با رفتار خشک، گستاخانه، بی¬فکر و خودمحورانه احساسات ما را جریحه¬دار کنند
• ما را سوژه¬ی یک شایعه¬ی منفی بکنند
• قربانی آزار، گوشه و کنایه یا تهدید شویم
• ما را با پول، مال یا چیزی فریب دهند
• ما را احمق، نادان، بی سواد و زشت خطاب کنند
• به خاطر نژاد، مذهب، جنسیت یا زمینه‌ی قومی علیه ما تبعیض قائل شوند
• با بی‌احترامی، بی‌اعتمادی بی جا و آبروریزی با ما برخورد شود

قانون نقره‌ای، هنگام بحث در مورد الگوهای رفتاری، به کرّات، چشم انداز و درکی واضح‌تر از قانون طلایی به ما می‌دهد. ما می‌دانیم وقتی به روش‌های نادرستی با ما رفتار شود، چقدر ناامید و عصبانی می شویم. ما همچنین در مورد شخصی که مدام این کار را انجام می دهد حس خوبی نخواهیم داشت.
قانون “مقابله به مثل ” چشم انداز دیگری را برای ما ترسیم می کند که می گوید: آنگونه که شما با دیگران رفتار و برخورد می‌کنید، روشی است که دیگران می‌خواهند با شما برخورد و رفتار کنند. رهبرانی که به طرز ناشایستی برخورد می‌کنند، خودشان را در معرض این قانون قرار می دهند.
حقیقت آن است که هر کسی علاقه ی فراوانی به رفتار در چهارچوب قوانین طلایی و نقره ای دارد که در گفتار، رفتار و کردار وی نمود پیدا می کند. همچنین ممکن است که برای جستجوی ویژگیهای مثبت و منفی رهبران که مورد قبول اکثریت هست ، از آن استفاده شود. در سال 1993، دانشکده‌ی مدیریت وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا مطالعه‌ای جهانی بر روی موضوع رهبری و سازمان‌ها آغاز کرد . پژوهشگران ( هاوس و همکاران) این مطالعه با 17500 مدیر میانی در 62 کشور جهان و 800 سازمان مصاحبه کردند. در میان یافتههای جالبی که در این تحقیق وجود داشت، لیستی از 15 ویژگی و توصیف رهبری مشخص شد که این ویژگیها عموماً مثبت هستند: خوش‌صحبت، مطلع و آگاه، راسخ و شجاع، مثبت (خوش‌بین)، قابل اعتماد، صادق، منصف، قابل اتکا، تشکیل‌دهنده‌ی تیم، انگیزهبخش، مشوق، پویا، باهوش، حل‌کننده‌ی مسئله به صورت برد-برد و برنامه‌ریز. برای رهبرانی که به دنبال ویژگی‌هایی می‌گردند که رفتارهای رهبری‌شان را توسعه دهند، این لیست می‌تواند شروع خوبی باشد. همچنین هفت ویژگی عموماً منفی در این تحقیق برای رهبران یافت شد: تنها، غیراجتماعی، کج‌خلق، مستبد، سنگدل، تک‌رو و خودپسند.
بسیاری از رفتارهای مثبت و سازنده‌ی رهبری در این لیست، ممکن است برای شما مجازی و شهودی به نظر برسند همچون قوانین طلایی و نقره‌ای،که ممکن است اینگونه باشند. اما در بیشتر اوقات آنها بسیار مفید هستند. گرچه گاهی اوقات، رهبران با تنگناهایی مواجه می‌شوند که لازم است به روش های دیگری هم تحلیل و تفکر کنند. برای مثال، رهبران ممکن است نیازمند انتخاب رفتارهایی باشند که  برمبنای  رقابت، درآمدزایی و یا نظام‌های ارزشی گسترده‌تر سازمان و خودشان هستند. همچنین رفتارهایی نه تنها در چهارچوب قوانین بلکه در چهارچوب ارزش‌های شخصی که زیربنای رفتارها را تشکیل می‌دهند بنا شده باشند.