زندگی ما٬ کسب و کار ما (۱) / عطش سبقت و خط سرعت

“زندگی ما٬ کسب و کار ما”  عنوان بخشی است که از این به بعد در وبلاگ به عنوان یک بخش دنباله دار به آن خواهم پرداخت. اول قصدم این بود که این مطالب را پراکنده بنویسم اما ایده دنباله دار نویسی وبلاگ گزاره ها و پست های پرطرفدار “درس هایی از فوتبال برای کسب و کار” از دوست عزیزم علی نعمتی شهاب باعث شد تا به این سبک٬ نوشته ها را دنباله دار بنویسم.

صحنه اول : راننده خودرو در خط سرعت در بزرگراه در حال صحبت با تلفن همراه فقط چند ده متر قبل از خروجی راهنما زده و پس از طی کردن عرض بزرگراه و در بهترین شرایط بدون برخورد با سایر خودرو ها و از روی موانع راهنمایی و رانندگی به زحمت وارد فرعی می شود.

صحنه دوم : قبل از چهار راه است و چراغ قرمز. لاین سمت چپ یک صف طولانی و سایر لاین ها خلوت تر هستند راننده در حال صحبت با همسر و بچه ها لاین سمت چپ را انتخاب می کند.

صحنه سوم: تابلو یک مغازه کوچک ۶ متری در طبقه زیرین یک پاساژ : “نمایندگی انحصاری محصولات Apple در ایران “. کمی آنطرف تر تابلو مغازه بعدی : “تنها ارایه دهنده آنتی ویروس های لایسنس دار در خاورمیانه “.

صحنه چهارم : حین المپیک٬ تلویزیون : ایرانسل٬ تنها حامی کاروان المپیک ؛ بعد المپیک٬ تلویزیون  : همراه اول٬ حامی اول ورزش کشور.

صحنه هایی که همه حداقل یک بار دیده ایم.

چرا ما دوست داریم همه جا اولین و سریعترین باشیم؟ یادگرفته ایم هر وقت هر جا خواستیم هنر نمایی کنیم جنس آن کمیت باشد  و نه کیفیت. همه آمار های منتشره از مراجع کشور ما در کمیت برجسته هستند. عطش خط سرعت نه در خیابان و بزرگراه بلکه در کسب و کار نیز به وفور به چشم می آید. سرعتی که لزوما به مقصد رسیدن را هم درپی ندارد. چه بسا خودرو ها (کسب و کار ها) که آرامتر در خط کناری رفتند و زودتر هم به مقصد رسیدند. بیشترین آمار تصادف ما ناشی از سبقت غیر مجاز است و بیشترین آمار سقوط کسب و کارها عجله آنها برای پیمودن مسیر موفقیت در کمترین زمان ممکن است. آیا ما همیشه دوست داریم اول باشیم؟ در رانندگی٬ کسب و کار٬ مدیریت٬ میزان افتتاح پروژه ها و…؟

آیا برای موفقیت٬ کسب ثروت و خدمت به مردم راهی جز اول شدن نیست؟