چرا کارآفرین نمی شویم؟

پیش نوشت یک: این مطلب به عنوان یادداشتی است در کنار نوشته دوست عزیز و بزرگوار رضا قربانی
پیش نوشت دو: من خودم را کارآفرین نمی‌دانم  و در این نوشته هم هیچ اشاره و منظوری به شخص یا گروه خاصی ندارم.

چرا کارآفرین نمی شویم؟

۱-  چون متخصص هستیم !
طراحی چند وب سایت، کسب یکی دو جایزه در مسابقات داخلی و خارجی، ثبت اختراع و شاگرد چندمی دانشگاه معمولا اینقدر اعتماد به نفس تولید می کند که ما را بر آن می دارد که سریعا با ثبت شرکتی و استخدام چندین نفر، تلاش می‌کنیم تا همان تخصص را در سطح جهانی  پیاده‌سازی کنیم گسترش دهیم و ثروت تولید کنیم.

۲- چون مشاور هستیم !
به ما می گویند دکترهای کسب وکار! ما می‌دانیم مشکل هر سازمان از کجاست و می‌توانیم با یک عارضه یابی و بر اساس متدلوژی x  و y  سریعا راه‌حل های خلاقانه و بسیار عالی برای آن سازمان طراحی کنیم و پیشنهاد بدهیم. الزامی هم نیست که تک بعدی باشیم هم می توانیم هم مشکل منابع انسانی را تشخیص دهیم، هم مشکلات مالی و سرمایه گذاری، هم بازاریابی و همچنین ایده هایی هم در تولید و تحقیق و توسعه داریم که می تواند سازمان را از این رو به آن رو کند. همانطور که جابز و گیتس و ….. همین کار را انجام دادند و ….. بر همین اساس می توانیم کارآفرینی کرده، سازمانی طراحی کنیم که بدون نقص بوده، مجازی باشد و کل کارها هم برون سپاری است و مگر نه این است که مایکل دل هم همین کار را می کرد.

۳- چون مربی هستیم !
کلاس کاری ما کمی بالاتر است پول نمی گیریم و مدتی با شما هستیم و هیچ ادعایی هم نداریم، صرفا فقط به چالش می کشیم و قرار نیست ماهی به کسی بدهیم بلکه قرار است ماهی‌گیری یاد بدهیم. البته بالاخره ما هم باید نانی در بیاوریم و پول هاست و دامین وبلاگ مان را تأمین کنیم؟! پس می رویم و کار آفرین آموزشی و فرهنگی می شویم کلینیکی درست می کنیم که قرار است بخشی از خدماتش پولی باشد و بخشی رایگان همیشه هم در همه مجامع و کنفرانس ها حضور فعال داریم آخر ما هم کار آفرین هستیم و مربی.

۴- چون باهوش هستیم!
ما که مدرسه تیزهوشان بوده ایم و هفت هشت ربات! سرهم کرده‌ایم و هر کداممان 10 -12  اختراع داریم و آینده کسب‌وکارمان رابهتر از هر کس می‌توانیم پیش‌بینی کنیم، مطمئننا تنها افراد مناسبی هستیم که می توانند آخرین تکنولوژی روز دنیا به راحتی در ایران تولید و تجاری کنیم. منتها ایران قدر ما را ندارد و چون کسی به ما پول نمی دهد بایستی فقط غر بزنیم و همینطور پرزنت کنیم که کارآفرینی در ایران مرده و ما هستیم که می خواهیم زنده اش کنیم و کسی نمی گذارد!

۵- چون تحصیلات عالی داریم !
ما که دکتر هستیم و آزمون جامع داده‌ایم، دیگه بالاخره باید یه کاری داشته باشیم! حق التدریس دیگر کفاف خرج و مخارج را نمی‌دهد. پس به سرمان می‌زند که برای فرار از مالیات و… یک شرکت دانش‌بنیان ثبت کنیم. چه کسی بهتر از تحصیل‌کرده های مملکت یک ایده بسیار بسیار خفن را که‌ قرار است مرز های دانش را درنوردد پیاده می‌کند و چه بهتر که کارآفرینی‌شان دانش‌بنیان باشد کلی هم کلاس دارد!خوب راستی با اسم‌اش خواستگاری هم می شود رفت!

 ۶- چون پول داریم !
چند میلیاردی هست خوب! یک خط تولید از چین می‌آوریم و چندین نفر از این جوان های جویای کار را هم به کار می گماریم هم کارآفرینی است و هم ثواب دارد! کسی هم شک نمی‌کند که چرا حساب‌های ما هرروز  به‌روز می‌شود. لابد فروش کارخانه است دیگر! مدتی بعد هم مشابه‌اش را وارد می‌کنیم. مشکلی نیست جوانان بیکار نمی‌شوند به جای کار در کارخانه، در شبکه توزیع و فروش مشغول می‌شوند بالاخره یک نفر باید به اس‌ام‌اس‌ها و تلفن‌هایی که هرروز و هرشب از تلویزیون پخش میشود جواب بدهد یا نه ؟!

۷- چون ایده داریم !
چرا نمی فهمید ایده‌هایی که من دارم شبیه‌اش در سیلیکون ولی هم نیست! کلی روش زحمت کشیدم  بیزینس پلن‌اش را هم نوشته‌ام. اگر 200 میلیون سرمایه گذاری بشه 6 ماهه پول رو بر می‌گردونه  که هیچ، سر سال 100 میلیون سود خالص می‌ده! باور نمی کنید گوگل کنید به خدا شبیه اش تو آمازون اجرا شده و مال من یه سری تغییراتی داره که به‌تر و سریع‌تر جواب می‌ده! به خدا جوان های این مملکت دارن حروم می‌شن!!! به خدا من اگه تو گوگل یا  اپل بودم الان کلی تحویلم گرفته‌بودند!

۸- چون می‌خواهیم استارت‌آپ شویم!
کلی کلاس داره دیگه ما الان استارت‌آپ هستیم، کارآفرین هستیم، مشغول دولوپ ایده هستیم، در آمد هم که نباید داشته‌باشیم. منتظریم که سرمایه‌گذاری، کسی بفهمد که ما استارت‌آپ هستیم. در استارت‌آپ ویک‌اند هم نفر اول شدیم! یک نفرپول بیاورد به ما شتاب بدهد آخر! ما نیاز به شتاب داریم تا از استارت‌آپ بیایم بیرون! البته این جا فعلا هم بد نیست مرتبا‌ٔ همایش و مسابقه و… . شاید اسم‌مون دراومد یه دوری هم تو گوگل زدیم، خدا رو چه‌دیدی؟ کار آفرینی دیجیتاله دیگه با کار آفرینی سنتی فرق داره!

پی نوشت: خواندن این مطلب از هادی نیلی هم خالی از لطف نیست.