آرشیو دسته برای ‘کارآفرینی’

masih-karimian-management-consultant-gold-silver-thinking

قانون طلایی و قانون نقره‌ای ، راهبردی ساده برای رهبری تأثیرگذار

برای تعریف شخصیت رهبر در چهارچوب رفتارهایی که بر دیگران تاثیر دارد، لازم است بگوییم که چه رفتارهایی حقیقتاً مثبت و سازنده، بسیار موثر و در میان مخاطبان مورد قبول هستند.
مجموعه رفتارهایی وجود دارند که تحت عنوان “قانون طلایی” شناخته می‌شوند: “با دیگران همانگونه رفتار کن که می-خواهی با تو آنگونه رفتار شود.” اساساً قانون طلایی یک قانون جهانی است، چون در تمام مذاهب اصلی در دنیا یافت می شود. این قانون به ما می گوید همان رفتارهایی را در مقابل دیگران از خود نشان دهیم که می خواهیم آنها در مقابل ما نشان دهند. حداقل معنی اش این است که با دیگران با احترام، وقار و برابری رفتار کنیم، نسبت به نیازها و هیجاناتشان حساس باشیم، به آنها گوش دهیم و توجه کنیم و غیره.
به عنوان تمرین، در مورد اینکه می خواهید دیگران چگونه با شما رفتار کنند تمایلات دلخواهتان را لیست کنید. سپس به این بیندیشید که آن لیست چگونه می تواند در هدایت رفتارهای شما به عنوان یک رهبر کمک کند.
و اما قانونی که کمتر شناخته شده است، “قانون نقره‌ای” است. قانون نقره‌ای می گوید که ما نباید با دیگران به گونه ای برخورد کنیم که نمی‌خواهیم با ما آنگونه برخورد شود. با در نظرگرفتن اینکه قانون طلایی فعالانه است، قانون نقره¬ای محدودکننده است ، یعنی در مقابل دیگران، از رفتارهایی که ما دوست نداریم در مورد ما استفاده شود استفاده نکنیم. برای مثال بیشتر ما نمی‌خواهیم که:
• به ما دروغ بگویند
• با اطلاعات ناقص یا اشتباه ما را فریب بدهند
• با رفتار خشک، گستاخانه، بی¬فکر و خودمحورانه احساسات ما را جریحه¬دار کنند
• ما را سوژه¬ی یک شایعه¬ی منفی بکنند
• قربانی آزار، گوشه و کنایه یا تهدید شویم
• ما را با پول، مال یا چیزی فریب دهند
• ما را احمق، نادان، بی سواد و زشت خطاب کنند
• به خاطر نژاد، مذهب، جنسیت یا زمینه‌ی قومی علیه ما تبعیض قائل شوند
• با بی‌احترامی، بی‌اعتمادی بی جا و آبروریزی با ما برخورد شود

قانون نقره‌ای، هنگام بحث در مورد الگوهای رفتاری، به کرّات، چشم انداز و درکی واضح‌تر از قانون طلایی به ما می‌دهد. ما می‌دانیم وقتی به روش‌های نادرستی با ما رفتار شود، چقدر ناامید و عصبانی می شویم. ما همچنین در مورد شخصی که مدام این کار را انجام می دهد حس خوبی نخواهیم داشت.
قانون “مقابله به مثل ” چشم انداز دیگری را برای ما ترسیم می کند که می گوید: آنگونه که شما با دیگران رفتار و برخورد می‌کنید، روشی است که دیگران می‌خواهند با شما برخورد و رفتار کنند. رهبرانی که به طرز ناشایستی برخورد می‌کنند، خودشان را در معرض این قانون قرار می دهند.
حقیقت آن است که هر کسی علاقه ی فراوانی به رفتار در چهارچوب قوانین طلایی و نقره ای دارد که در گفتار، رفتار و کردار وی نمود پیدا می کند. همچنین ممکن است که برای جستجوی ویژگیهای مثبت و منفی رهبران که مورد قبول اکثریت هست ، از آن استفاده شود. در سال 1993، دانشکده‌ی مدیریت وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا مطالعه‌ای جهانی بر روی موضوع رهبری و سازمان‌ها آغاز کرد . پژوهشگران ( هاوس و همکاران) این مطالعه با 17500 مدیر میانی در 62 کشور جهان و 800 سازمان مصاحبه کردند. در میان یافتههای جالبی که در این تحقیق وجود داشت، لیستی از 15 ویژگی و توصیف رهبری مشخص شد که این ویژگیها عموماً مثبت هستند: خوش‌صحبت، مطلع و آگاه، راسخ و شجاع، مثبت (خوش‌بین)، قابل اعتماد، صادق، منصف، قابل اتکا، تشکیل‌دهنده‌ی تیم، انگیزهبخش، مشوق، پویا، باهوش، حل‌کننده‌ی مسئله به صورت برد-برد و برنامه‌ریز. برای رهبرانی که به دنبال ویژگی‌هایی می‌گردند که رفتارهای رهبری‌شان را توسعه دهند، این لیست می‌تواند شروع خوبی باشد. همچنین هفت ویژگی عموماً منفی در این تحقیق برای رهبران یافت شد: تنها، غیراجتماعی، کج‌خلق، مستبد، سنگدل، تک‌رو و خودپسند.
بسیاری از رفتارهای مثبت و سازنده‌ی رهبری در این لیست، ممکن است برای شما مجازی و شهودی به نظر برسند همچون قوانین طلایی و نقره‌ای،که ممکن است اینگونه باشند. اما در بیشتر اوقات آنها بسیار مفید هستند. گرچه گاهی اوقات، رهبران با تنگناهایی مواجه می‌شوند که لازم است به روش های دیگری هم تحلیل و تفکر کنند. برای مثال، رهبران ممکن است نیازمند انتخاب رفتارهایی باشند که  برمبنای  رقابت، درآمدزایی و یا نظام‌های ارزشی گسترده‌تر سازمان و خودشان هستند. همچنین رفتارهایی نه تنها در چهارچوب قوانین بلکه در چهارچوب ارزش‌های شخصی که زیربنای رفتارها را تشکیل می‌دهند بنا شده باشند.

تیکی تاکای (۱۳) – خط مرگ!

مقدمه:
این پست در ادامه پست های قبلی با عنوان “۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار” است. پست هایی که برداشت آزادی است از این کتاب. وجه تسمیه این تغییرنام، همراهی دوست عزیز و خلاق بنده آقای سیدعلیرضا کاشی‌زاد است که بعد از انتشار پست‌های قبلی نسخه تریزی آن را منتشر می‌کردند و پیشنهاد دادند تا این مطلب به صورت دنباله‌دار و پشت‌سرهم منتشر شود و این عنوان را انتخاب کردند.
پیشنهاد می‌کنم حتما بعد از این مطالب نسخه تریزی آن را مطالعه کنید.

تیکی تاکای ۱۳ خیلی ساده است؛ زمان تعیین شده (ضرب الاجل) !

 عموماَ پراکندگی ذهنی در زمان‌های باز و بدون محدودیت به‌راحتی جمع نمی‌شود واین یعنی ذهن به راه حل نمی‌رسد. اما اگر زمان پایانی (deadline) و یا ضرب الاجل برای انجام پروژه تعیین شود به طور ناخودآگاه نیمکره راست مغز فعال‌تر
می‌شود و شروع به جمع‌بندی و پیدا کردن راه حل می‌کند. بهتر است برای جواب پیدا کردن برای مسائل خود، عموماَ زمان پایانی پروژه را مشخص کنیم و نیز این زمان کاملاَ فیکس و حتی الامکان نزدیک باشد.

مطالب مرتبط:
تیکی تاکای خلاقیت(۱۲) -در جستجوی چشمه‌ فرصت‌ها
تیکی تاکای خلاقیت (۱۱) – فشردن و گستردن
opportunity

تیک تاکای خلاقیت (۱۲) – در جست‌وجوی چشمه فرصت‌ها

مقدمه:
این پست در ادامه پست های قبلی با عنوان “۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار” است. پست هایی که برداشت آزادی است از این کتاب. وجه تسمیه این تغییرنام، همراهی دوست عزیز و خلاق بنده آقای سیدعلیرضا کاشی‌زاد است که بعد از انتشار پست‌های قبلی نسخه تریزی آن را منتشر می‌کردند و پیشنهاد دادند تا این مطلب به صورت دنباله‌دار و پشت‌سرهم منتشر شود و این عنوان را انتخاب کردند.
پیشنهاد می‌کنم حتما بعد از این مطالب نسخه تریزی آن را مطالعه کنید.

ترکیب دو پدیده همواره باعث و بانی تحول و حرکت در زندگی ما و اطرافیان ما شده‌است.  پدیده فرصت‌های خوب و پدیده آدم‌های قدردان فرصت‌ها. این دو اگر با هم یا به هم برخوردکنند معمولاَ اتفاق خوبی می‌افتد؛ نکته مهم در این میان این است که معمولاَ فرصت‌ها به سمت آدم‌ها نمی‌آیند و اگر هم بیایند به ندرت، مخفیانه، در پس شکست‌ها و مشکلات و حتی گاهی در پشت موفقیت های کوچک پنهان می‌شوند .

در بیشتر مواقع این آدم‌ها هستند که کاوش‌گرانه به دنبال فرصت‌ها می‌گردند و آنها را از میان ناملایمات پیدا می‌کنند. به بیانی دیگر می‌توان گفت جز در مواردی محدود، چاره‌ای نداریم به دنبال آنها بگردیم. فرصت های ما همواره چشم‌انتظار ما هستند اما کجا ؟

متأسفانه هیچ کس آدرس دقیقی برای فرصت‌های ما ننوشته و آن‌ها در هر کوی و برزن می‌توانند باشند. گاهی در یک نمایشگاه نقاشی انتظار می‌کشند ، گاهی در یک مهمانی شام ، گاهی در یک وب سایت و گاهی در یک گفت‌وگوی ساده تلفنی…هنر و پشتکار من و شما می‌تواند آنها را به دام بیندازد. از امروز می‌توانیم بیشتر و بهتر آنها را ببینیم. در هر اتفاقی که می‌افتد، سراغی از آنها بگیریم ، اگر تاکسی اندکی دیرتر می‌رسد و یا جلسه مقداری دیر شروع میشود، اینکه امروز بعد از سالها کسی را می بینیم ویا اینکه قرار است چند سال در فلان دانشگاه درس بخوانیم، بهانه‌ای برای جستجو کردن آن‌هاست.

بکارگیری این تیکی‌تاکا در کار و زندگی:

از امروز می‌توانیم در هر برنامه‌ای که در روز داریم دنبال حداقل یک فرصت بگردیم یا حتی یک فرصت در روز و شاید حتی یک فرصت در هفته یا ماه . اما به این زمان‌بندی یا تعهد خود پایبند بمانیم حتی اگر فرصت ما دیدن یک تئاتر در کنار یک دوست قدیمی باشد …!

نسخه تریزی این نوشته در نوشته‌های سید علیرضا کاشی‌زاد (+)
پی نوشت:
به لطف خدا ان شاء الله به زودی نسخه پی‌دی‌اف ۱۰ تیکی تاکای اول به صورت یکجا منتشر خواهد شد.
مطالب مرتبط:

تیکی تاکای خلاقیت (۱۰) – خدا از زبان ديگران پاسخ می‌دهد!

مقدمه:
این پست در ادامه پست های قبلی با عنوان “۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار” است. پست هایی که برداشت آزادی است از این کتاب. وجه تسمیه این تغییرنام، همراهی دوست عزیز و خلاق بنده آقای سیدعلیرضا کاشی‌زاد است که بعد از انتشار پست‌های قبلی نسخه تریزی آن را منتشر می‌کردند و پیشنهاد دادند تا این مطلب به صورت دنباله‌دار و پشت‌سرهم منتشر شود و این عنوان را انتخاب کردند.
پیشنهاد می‌کنم حتما بعد از این مطالب نسخه تریزی آن را مطالعه کنید.
همواره ديده‌ايم و يا شنيده‌ايم كه كسب و كاريی در اثر بی‌توجهی ديگران به آن ايده از ابتدا مورد توجه نبوده ولی در اثر پشتكار و تلاش فرد صاحب ايده به نتيجه رسيده است ؛ يا اينكه فرد صاحب ايده و نظر آن را به صاحبان و مديران شركت ها ارائه كرده و از او استقبال نشده‌است.
جرقه های ذهنی‌ای که هميشه منتظر رخ دادن آنها هستيم تا جوابي برای مسأله ما از آنها متولد شود، گاهي در ذهن ديگران زده می‌شود. احترام به ايده و چراغ ذهنی روشن شده در ذهن ديگران ( در بيرون از محيط كسب‌وكار ما ) كمك مي كند تا آن را در مسير حل مساله خود بكارگيريم.
چارچوب‌ها و قالب‌های ذهنی هركدام از ما و نوع شكل‌گيری تفكر ما ممكن است در حل بعضي از مسايل توانايی ابداع و نوآفرينی نداشته باشد!
اما اين احتمال را بدهيم كه ممكن است بستر ذهنی ديگران آماده توليد و خلق راهی جديد باشد.
تيكی تاكای ١٠ مي گويد به الهام‌ها و جرقه‌های ذهنی‌ای كه درذهن ديگران روی می‌دهد توجه كنيم و از تعصب ذهنی‌مان دور شويم.
يادمان باشد هميشه امكان دارد يكی از مسائل حل‌نشده دنيا به دست يكی از دوروبری‌های ما حل‌شود. شنونده باشيم و به نداي الهی كه بر زبان ديگری جاری می‌شود گوش دهیم.
بکارگیری این تیکی‌تاکا در کار و زندگی:
گاهي اوقات پسر ٦ ساله من جرقه‌های ذهنی ای كه دارد باعث تعجب من می‌شود؛ از خانواده و اطرافيان خود شروع‌كنيم. بدون موضع گرفتن و نقد سريع ، ايده های انفجاری و جرقه‌های ذهنی آن‌ها را دست‌كم يك بار در ذهن خود تحليل كنيم.
نسخه تریزی این نوشته در نوشته‌های سید علیرضا کاشی‌زاد (+)
پی نوشت:
به لطف خدا ان شاء الله به زودی نسخه پی‌دی‌اف ۱۰ تیکی تاکای اول به صورت یکجا منتشر خواهد شد.
مطالب مرتبط:

تیکی تاکای خلاقیت (۹) – یک دسته نارضایتی!

مقدمه:
این پست در ادامه پست های قبلی با عنوان “۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار” است. پست هایی که برداشت آزادی است از این کتاب. وجه تسمیه این تغییرنام، همراهی دوست عزیز و خلاق بنده آقای سیدعلیرضا کاشی‌زاد است که بعد از انتشار پست‌های قبلی نسخه تریزی آن را منتشر می‌کردند و پیشنهاد دادند تا این مطلب به صورت دنباله‌دار و پشت‌سرهم منتشر شود و این عنوان را انتخاب کردند.
پیشنهاد می‌کنم حتما بعد از این مطالب نسخه تریزی آن را مطالعه کنید.

یک دسته نارضایتی!

چه کسانی نقاط ضعف کار را به خوبی می‌شناسند و می‌توانند آن ها را خوب تشخیص بدهند؟ معلوم است، کسانی که از این نقاط ضعف آسیب دیده‌اند و ناراضی‌اند. مخاطبان ناراضی از خدمات ما، نقاط چالش برانگیز و تاریک کسب‌و‌کار ما را خوب می‌شناسند. تیکی تاکای شماره ۹ می‌گوید: ابتدا تا می‌توانی در جمع‌آوری شکایات تلاش کن؛ آنها را از ذهن و کلام مخاطبان‌ات بیرون بکش و سپس آنها را دسته‌بندی کن.

بسیاری از راهکارهای ساده که غالباً به علت سادگی و پیش‌پاافتادگی به آنها توجهی نمی‌شود، پاسخی برای شکایاتی است که معمولاً گفته و نوشته نمی‌شود. استخراج نارضایتی‌ها و دسته‌بندی آنها و اصلاح مواردی که تکرار آنها زیاد است ( دسته‌های شلوغ ) می‌تواند به روان‌تر شدن و بهبود نظام کسب‌و‌کار کمک نماید. به بیان دیگر اجازه می دهیم کسب‌وکارمان مدتی نفسی تازه کند. اگر دسته بندی نارضایتی ها درست انجام شود از تکرار پاسخگویی به آنها و موازی‌کاری برای اصلاح آنها نیز جلوگیری خواهدشد.

بکارگیری این تیکی‌تاکا در کار و زندگی:

لیستی از مواردی که باعث خستگی شما یا همکاران‌تان در کار می شود را تهیه کنید. مشترکات آنها را جدا کنید و سعی کنید برای رفع شلوغ ترین دسته آن راه حلی پیدا کنید. ( راحت‌ترین و ساده‌ترین راه حل را پیدا کنید. )

نسخه تریزی این نوشته در نوشته‌های سید علیرضا کاشی‌زاد (+)
مطالب مرتبط:
in-BS

تیکی تاکای خلاقیت (۷) – توفان معکوس فکری

این پست در ادامه پست هاس قبلی با عنوان “۱۰۱تکنیک حل خلاق مسأله یا راهنمای اندیشه‌های نو برای کسب‌وکار” است. پست هایی که برداشت آزادی است از این کتاب.
وجه تسمیه این تغییرنام، همراهی دوست عزیز و خلاق بنده آقای سیدعلیرضا کاشی‌زاد است که بعد از انتشار پست‌های قبلی نسخه تریزی آن را منتشر می‌کردند و پیشنهاد دادند تا این مطلب به صورت دنباله‌دار و پشت‌سرهم منتشر شود و این عنوان را انتخاب کردند.
به لطف خدا بدون تاخیر تصمیم بر ادامه این توشته به صورت مشترک داریم. پیشنهاد می‌کنم حتما بعد از این مطالب نسخه تریزی آن را مطالعه کنید.

تیکی تاکای خلاقیت(۷) – توفان معکوس فکری

گاهی اوقات طوفان فکری راه‌می‌اندازیم تا برای پرسش‌های خود جوابی پیداکنیم. و برای همه پیش آمده که انگار بخشی از چواب مساله را می‌دانیم و با حرکات رفت و برگشتی بین صورت و جواب پیش‌فرض اولیه، به جواب کامل می‌رسیم. تکنیک طوفان معکوس دقیقاً عکس مطلب فوق است. این تکنیک می گوید با راه‌حل شروع کن!

راه‌حل را روی میز بگذار و برایش مسئله بساز! ببینیم این راه‌حل جواب چه مسئله‌ای است؟ و هم‌چنان که در حالت عادی اشاره شد ممکن است بین داده‌های اولیه شکل‌گرفته از مسئله (سؤال) موردنظر و راه‌حل موجود در رقت‌وآمد باشیم، تا بالاخره صورت مسئله شکل بگیرد.

کاربرد در زندگی و کار: ما اکثرأ توانمندی‌ها و مهارت‌هایی داریم که می توانند حل‌کننده مسائل و مشکلاتی از دیگران باشند. ما می‌توانیم به جای تمرکز و عمق بیشتری روی مهارت‌ها‌مان و دور شدن از مخاطبان و خریداران آنها؛‌ روی مسائل (سؤال‌ها) طوفان فکری داشته باشیم؛ روی مشکلاتی که وجود دارد و توانمندی ما می‌تواند راه‌حلی برای آن باشد. و شاید یک صورت مسئله خوب برای پاسخی که در دست داریم پیدا کنیم.
ویا اینگه اگر به یک محصول ( دارای نوآوری، تکنولوژی و …) رسیده‌ایم، به جای پرداختن به ويژگی‌های منحصر‌به فرد آن و تبلیغ در این خصوص، با طوفان فکری معکوس محل مصرف و مشتری آن را پیداکنیم.

تیکی تاکای خلاقیت(۷) – نسخه تریزی

نسخه تریزی این تکنیک در وبلاگ سیدعلیرضا کاشی‌زاد

برگشت به بالا