مشاوره مدیریت٬ قربانی توسعه در ایران

دوست عزیزم علی نعمتی شهاب در پستی به نقد پست دوست دیگری در خصوص مشاوره مدیریت پرداخته است.

این نوشته نگاه من هست به این مساله و شاید بیان روی دیگر سکه باشد. هدفم دفاع یک جانبه از مشاوران مدیریت نبوده و خواسته ام تا از زاویه دیگری هم به این موضوع پرداخته شود.

اول: اگر خدمات مشاوره مدیریت راضی کننده سازمان ها و مدیران نیست بخش عمده تقصیر به عهده خود مدیران است. چنان است که اگر مدیر در انتخاب روش تولید یا استخدام نیرو اشتباه کند مسوولیت با اوست٬ اما در هنگام انتخاب اشتباه مشاور مدیریت٬ داد همه بلند می شود که آی مشاوران مدیریت فلان هستند و بهمان هستند. بهتر است مدیران اندکی به این وادی قدم بگذارند تا درست را از نادرست تشخیص دهند تا حداقل توان ارزیابی رزومه یک مشاور مدیریت را داشته باشند! و حساب عده ای را پای عده دیگری نگذارند.

دوم: از سوی دیگر مشاور مدیریت در پیاده سازی درست و دقیق پیشنهادهای خود اختیار اجرایی ندارد و در صورت اجرای اشتباه راه‌حل های او٬ انگشت اشاره به سمت او خواهد‌رفت و عموما از نگاه واقعی و منطقی به این اتفاق پرهیز می‌شود.

سوم : انتظار اشتباه دیگری که وجود دارد زودبازده بودن مشاوره‌ مدیریت است. مدیران عموما علاقه‌مند هستند یا بکارگیری چند مشاور در عرض یک ماه سازمان خود را از بحران رهایی ببخشند و یا فروش را  چندین برابر کنند. انتظاری که پس از پایان زمان مذکور٬ پایان یافته و عملا بدون جواب می ماند و یک حس منفی نسبت به این فعالیت در مدیران ایجاد می کند.

چهارم: همانطور که دوستی هم در کامنت ها اشاره کرده‌اند٬ مشاوره مدیریت نیاز مبرم و اساسی به آمار و اعداد سازمان دارد و یکی از ابزارهای اصلی او حساب می‌شود. اما در اغلب سازمان های ایرانی آماری دقیق و درستی وحود ندارد و یا از اینکه دراختیار مشاور قرار بگیرد ترس و هراس زیاد وجود دارد و ما اغلب مجبور هستیم به آمارهای نه چندان قابل اطمینان و گاهی کاذب ( برای فرار از مالیات و …) بسنده کنیم.

پنجم: رشد مشاوران و پختگی آن‌ها به نوعی با رشد و تغییر مدیران ارتباط تنگاتنگ دارد. در جایی که مشاوران ویا مدیران برای رشد و بهبود مهارت های خود تلاش نمی‌کنند٬ مشاور و مدیر کم کم از هم دور می شوند و روندی فرسایشی اتفاق می افتد که آینده مشاوره را کسل کننده و بی نتیجه خواهد کرد.

ششم : نگاهی که مشاوره مدیریت را فقط در بحران و اوضاع نابسامان برای مدیران تجویز می‌کند٬ نگاهی غیر منصفانه به مشاوره مدیریت است. بخش عمده ای از توان و هنر مشاوران مدیریت در افزایش سرعت حرکت بنگاه های تجاری و اقتصادی است که معمولا در هاله موفقیت مدیران فراموش می شود.

این که عنوان “قربانی توسعه”  را انتخاب کردم به این خاطر است که با تندروی هایی که مشاوران از یک سو و مدیران از سوی دیگر انجام می‌دهند کلیت مشاوره مدیریت اهمیت و تاثیر خود را از دست می‌دهد و از جایگاه اصلی و تاثیرگذار خود به سمت صندلی تشریفات خواهد رفت. به هر صورت مشاوره مدیریت در مسیر پر پیچ و خم ابتدایی در ایران قرار دارد و این‌گونه مباحث می تواند به رشد و توان‌مند شدن آن کمک کند. از دوستانی که در این مسیر گام برمی دارند و به رشد خود و هم پیشه‌های خود اهمیت می دهند٬ خواهشمندم  نظرات خود را دراین خصوص مشارکت دهند.